ای کاش برای با تو بودن سالها با بی تو بودن لحظه هایم را سپری نمیکردم..
ای کاش در پایان قصه های دلنشین مادر بزرگ کلاغ سیاه همانند خرگوش سفید به خانه اش میرسید..
ای کاش گهواره ی چوبی سالهای دورم " هیچگاه نمیشکست تا برای گریستن آواره ی دنیا نمیگشتم .
"ای کاش ستاره های نقره ای رنگ اتاقم را گم نمیکردم تا برای دیدن ستاره ها" هرشب تا کنار رفتن ابرها دعا نمیکردم..
ای کاش عروسک زیبای صورتی رنگم را به کودک همسایه هدیه نمیدادم "تا بسترم را با سکوتو تنهایی قسمت نمیکردم .
ای کاش الفبای عشق را در مدرسه ی صداقت از بر میشدم تا برای نوشتن تو را دوست میدارم
دستانم این همه لرزش نداشتو غرورم را بهانه نمیکردم..
ای کاش نقاشی قشنگ تو را هیچگاه پاره نمیکردم تا برای کشیدن طرح زیبای نگاهت در نگاهم" از تو این همه خواهشو التماس نمیکردم"
ای کاش هیچگاه با قلب زلالت این همه عشق بازی نمیکردم" تا برای ماندن تو در کنارم" از سر دلدادگی عادت نمیکردم..... ![]()
.





