تبليغاتX
.::آبي آسمان ::.

 

سلام بر تو ای تنهایی"سالهاست که حضور تو را در در سکوت بی معنای سینه ام احساس میکنم"امشب تمام دل نوشته هایم را دور میریزم و چند خطی با تو همسفر خواهم شد .

 

.تویی که هستی برای من و نیستی برای ما..

 

امشب از ته دل سخن با تو میگویم.. از تو هیچ گلایه ای نیست در شعرهایم"و خوب میدانی که دل کندن از تو برایم دشوار تر از دوباره عاشق شدن است..

 

تو را دوست میدارم.. به  اندازه ی تمام اشکهایی که تنها شاهدش تو بودی.. به باران گفته ام دیگر نبارد امشب.. زیرا چک چک قطراتش درحوض کوچک مادر بزرگ" حریم سکوت زیبای من و تو را خواهد شکست... شمعهای اتاقک کوچکم را خاموش میکنم تا تو را زیباتر ببینم.

 

 همیشه آرزویم این بود که رنگ دلنشین تو را برای لحظه ای نظاره گر شوم..رنگی که  کبوتر دل شکسته آن را سیاه میدید.. ولی نه تو برایم رنگ دیگری هستی..رنگی شبیه عشق  و شاید دوست داشتنی تر از آن..

 

  ای تنهایی من"تو را در هر قصه ای که میبینم نفرینت گفته اند. "چرا؟

 

مگر انسانها نمیدانند که تو ناب ترینو پاک ترین لحظه ها هستی؟مگر انسانها نمیدانند در تو جز سکوت هیچ گناهی نمیگنجد؟ مگر سکوت گناه است که تو را شوم میدانندو از تو همیشه  گریزانند ؟

 

ای تنهایی تو نیز برایم سخنی بگو. من سکوت خواهم کرد به احترام تو.. تا تو نیز بگویی درد دلهایت را برایم ..

 ای تنهایی من" ببین که چگونه قلبم از شوق صدای تو تپشهایش را برای همیشه فراموش کرده است". پس برای دلخوشی قلب خالی از آهنگم "زیباترین ترانه ی تنهایی را بخوان ای تنهایی من. 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 17:59  توسط آسموني   |